روز اول(دهم خرداد هشتاد و هشت)

به گزارش سايت خبري خانه ي هنرمندان ايران محمد سرير رئيس هيئت مديره خانه موسيقي درباره برگزاري همايش سازهاي ابداعي گفت: هنرمندان
زيادي تلاش کردند تا سازهاي موجود کامل شوند. در بخش ديگر نيز تلاش شد تا
سازهاي جديدي مورد استفاده قرار گيرد. در نمايشگاه حاضر در زمينه سازهاي
موجود و سازهاي ابداعي کارهاي خوبي انجام گرفته است.
اهنگسازان و نوازندگان مي توانند اين سازها را تثبيت کنند تا در موسيقي ايراني رنگ و طعم هاي جديد ايجاد شود.
فکر مي کنم اين همايش شروعي تازه در امر ساخت ساز است. از همه عزيزاني که در برگزاري اين همايش همکاري داشته اند تشکر مي کنم.
امير
حسين پور جوداي درباره تحول ساخت ساز در دوران قاجار و پيش از آن گفت: در
دوران صفويه موسيقي مقامي غالب بوده است و بيشتر سازهايي عود، کمانچه ، ني
و... مورد استفاده قرار مي گرفته است. در دوره صفويه نظام مدال در موسيقي
ايراني برقرار بوده است و در اين دوره موسيقي دستگاهي وجود نداشته است.
در دوران افشاريه نيز نظام مدال و سيستم مقامي برقرار است. ساز دسته بلند که پرده دارد، ساز شهر نبوده است. از دوره زنديه تصاويري از سازهاي ايراني يافت مي شود.
سنت موسيقي دستگاهي در دوران زنديه شکل مي گيرد. در آغاز دوران قاجاريه موسيقي دستگاهي وارد دربار ايران مي شود.
سنتور
سابقه بيش از دويست و پنجاه سال در ايران ندارد. در اواخر دوره قاجار
اشخاصي دست به ابداع ساز جديد زدند، از جمله رموز که نوعي کمانچه است .
ساز ديگر مجلس آراست و سازنده اين ساز شخصي به نام آقاغلامحسين است. ساز
ديگر ي که مي سازد طرب انگيز است. اين سه ساز توسط فرانسوي ها خريده شد و
در پاريس نگهداري مي شوند. در نيمه دوم قرن نوزدهم اروپاييان به ايران مي
آيند و در همين زمان چند موزه ساز در حال شکلگيري است و وقتي به ايران مي
آيند حدود صد ساز مي خرند و به اروپا از جمله به انگليس، فرانسه، بلژيک و
آمريکا مي برند.
روز دوم (یازدهم خرداد هشتاد وهشت)
به
گزارش سايت خبري خانه هنرمندان ايران ، محمد رضا شجريان بااشاره از تجربه
كردن درزمينه ساخت ساز و تجربه كردن در اين عرصه نبايد ترسيد ، گفت :
زماني كه نيما يوشيج سرودن شعرنورا آغازكرد عده زيادي مخالفت كردند اما در
تداوم شعر نو بود كه شاعراني همچون اخوان ثالث سپهري و مشيري پابه عرصه
نهادند . تحول در ساخت ساز وابداع ساز از سر دلبخواه نيست بلكه نياز به
صداي جديد استكه ساخت ساز را ايجاب مي كند و اگر در ميان ابداع سازهاي
جديد صداي خوبي به گوش نرسيد آن ساز كنار گذاشته مي شود اما اين مساله
بدان معنانيست كه بهطور كلي نياز صداي جديد برطرف شوذ و ديگر لازم نباشد
كه سازها متحول شوند . ما بايد از جوانان آگاه به موسيقي ايراني كه ساز
ابداع مي كنند حمايت كنيم و آنها را راهنمايي كنيم نه اينكه توي ذوقشان
بزنيم . خود من زماني شروع به ساخت ساز كردم كه چهل وپنج سال با ساز زندگي
كردم و احساس نياز كردم كه مثلا ما هنوز در صداي بم سازي بم تر از عود
نياز داريم .
حرفهاي
من بدان معني نيست كه با پرداختن صرف به انواع سازها و نقش آنها در اركستر
از تكنوازي غافل شويم . خود من سالهاست كه در كنار قدرترين تكنازان ايراني
خوانده ام و تجربه كسب كرده ام .
در
ابداع سازهاي جديد كميت را در نظر ندارم بلكه آنچه اهميت دارد كيفيت است و
در مورد سازهايي كه خودم ساخته ام مي خواهم كيفيت آنها را ارتقا دهم و به
كمال برسانم .
كسي ميتواند ساز ابداع كند يا تحولي در آن ايجاد كند كه نياز اركستر موسيقي ايراني را بشناسد .
هر
كاري در موسيقي ايراني ميكنم در جهت ارتقا اين موسيقي است . و اينكه
سازهايي را ساخته ام به حيات خود ادامه خواهند داد يا به اين است كه جامعه
اين صداهاي جديد را تاييد مي كند يا نه همچون هر فعاليت ديگري در هنر كه
به تاييد جامعه وابسته است .
اميدوارم در سالهاي آينده هنرمندان بيشتر و سازهاي بهتر درعرصه موسيقي كشورمان داشته باشيم . داريوش
طلايي درباره تغيير و تحول در ساخت سازگفت : نمي توان حکم کلي داد و بايد
ابعاد مختلف موضوع بررسي شود. تاريخ موسيقي هاي نوشته شده اغلب با ساخت
سازها آغاز مي شود پس روند بوجود آمدن سازهاي موسيقي با تحول جوامع بشري
عجين است.
بايد
در نظر داشته باشيم که ساز ابزار است و مهارت ابزاري بسيار اهميت دارد وجه
ديگر جايگاه کاربردي آن است علينقي وزيري سازي به نام تار باز را ابداع
کرد و ابداع او انتقادات زيادي شد. اما ابداع آن متناسب با کارکردها و
ضروريات موسيقي ملي مورد نظر بود.
تحول ساز سيري طبيعي بوده است لحن ساز ابداعي بايد در راستاي فرهنگ موسيقي آن کشور به
عنوان مثال در فرهنگ فارسي به سازهاي پوستي بيشتر توجه شده است نهايتاً
آنچه در تغيير و تحول نقش اصلي را دارد نوازندگان و مردم هستند که حضور و
کارکرد آن ساز را تايييد و تثبيت مي کنند.
نگرش يه سنت در غرب و شرق متفاوت است در غرب نگاهي نوستالژي به سنت دارند.
تلاش
همه کساني در راه تحول ساز قدم بر مي دارند قابل تحسين است اما بايد ضرورت
ها و کاربردهاي آن را در نظر داشته باشند. در مورد ساز تار آزمايش ها و
تجربه هايي داشتم و با سازندگان ساز در تعامل و ارتباط هستم و بايد تجربيات صورت بگيرد.
جمال
سماواتي درباره اصل ضرورت در تحول ساز گفت : سازها دائما در حال تغيير
هستند . به غير از استناهايي همواره سازها متحول شده اند.
آنچه اهميت دارد برخورد فرهنگي با اين تغييرو تحول سات. از سويي ديگر ضرورت کار هنرمندان ايجاب مي کند که اين تحول ايجاد شود.
تجربه
در حوزه ساخت ساز اسم شب است و بايد مبتني ابداع ساز در پاسخ به يک پرسش
است و در واکنش به يک حاجت موسيقيايي است دو نوع برخورد با تحول ميشود يکي
صبر کردن دذر مواجه با تاثير تحول در ساز اما اين مواجهه نمي تواند بهترين
مواجهه باشد.
اما
مواجهه ديگر فعاليت و دخالت صحيح در اين حوزه است نوآوري در موسيقي سخت
است و هر جا که اين سختي بيشتر بوده تداوم آن دست نيافتني تر است.
ضرورت
در تحول ساز دو سو احساس مي شود يکي از سوي نوازنده است و ديگري سوي
آهنگساز اين ضرورت چون در نسبت مستقيم نوازنده و سازنده است، نمي تواند
تحميلي باشد. زماني مي توان رأي به نقص ساز داد که آن ساز توانايي لازم در
کليت اجرايش را نداشته باشد.
ما صداهايي را در موسيقي مان نداريم آن صداها براي موسيقي است که ابتدا آن موسيقي بايد تعريف شود.
طرح
سازها ابداعي در داخل و کشور که در محک اهل فن است قابل بررسي است و نتيجه
آن قابل تشخيص است. اما آيا مي توان ساز ايراني را که مثلاً در نيويورک
ابداع مي شود نيز با توجه به شرايط فرهنگي ديگر فرهنگ بومي نيست قابل
بررسي است؟
آنچه در پايان بگويم باز هم توجه به اصل ضرورت در تحول سازها است.
جلال
ذوالفنون درباره ضرورت انديشه جديد در موسيقي ايراني گفت: فکر مي کنم از
اينکه ساز جديد نياز داشته باشيم با انديشه جديد در موسيقي ايراني نياز
داريم. اين بنظر به معناي نفي ابداع در سازها نيست بلکه معتقد به تقديم
انديشه هستم و اينکه بايد انديشه موسيقي ارتقا يابد و در جهت بالا سير کند
موسيقي ما نبايد صرفاً زميني باشد بلکه در جهت انديشه هاي والا و آسماني
قرار گيرد
http://www.iranartists.org/article.aspx?id=1439
